تبليغاتX
فصل خاکستری
فصل خاکستری
!BENEDICTUS , QUI VENIS

 یک کلبه ی خراب و کمی پنجره

یک ذره آفتاب و کمی پنجره

ای کاش جای این همه دیوار و سنگ

آیینه بود و آب و کمی پنجره

در این سیاه چال سراسر سوال

چشم و دلی مجاب و کمی پنجره

بویی ز نان و گل به همه می رسید

با برگی از کتاب و کمی پنجره

موسیقی سکوت شب و بوی سیب

"یک قطعه شعر ناب و کمی پنجره

"قیصر امین پور"

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چیزی باقی نمانده

نه گوشی و نه زبانی

و نه حتی مجالی برای نفسهای تازه

آن زمان که

سرد میشود  

یک فنجان قهوه

کنار پنجره چوبی.

لينك | 88/02/25 . 1 PM . آیتکین |





 

چشمانش را

و نجوایش را

از صفر صبح دخیل بسته

به یک پنجره زیتونی

به نیت

مومن ترین نذرش

که یک جفت بی کفشی ست

فقط برای دویدن

کنار عریانی ساحل

لينك | 88/02/06 . 12 PM . آیتکین |




Home | Archive | Contact US |