لبریزم می کنی از ترانه
سرشارت می کنم از غرور
دو دل دست می گشایی و
یک دل
می فشرم دست هایت را...
می رویم....
تا نشانی ارغوانی ابری و آبی آسمان
بر می گردیم

لبریزم می کنی از ترانه
سرشارت می کنم از غرور
دو دل دست می گشایی و
یک دل
می فشرم دست هایت را...
می رویم....
تا نشانی ارغوانی ابری و آبی آسمان
بر می گردیم

صبح خورشید آمد،
دفتر مشق شبم را خط زد.
پاک کن بیهوده است
اگر این خطها را پاک کنم
جای آن معلوم است
ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست
تو بگو
من کجا حق دارم
مشقهایم را
روی کاغذهای باطله با خود ببرم؟
می روم دفتر پاک نویسی بخرم
زندگی را باید از سر سطر نوشت.
Home | Archive | Contact US |