تبليغاتX
فصل خاکستری
فصل خاکستری
!BENEDICTUS , QUI VENIS

 

چراتنهایی!؟

آسمان کبود

آواز آبی ات کو؟

بوسه ستاره ات کو؟

ز کین کدامین نفرین

پوسیدی به انحنای همهمه ما.

ز کین کدامین نگه تلخ

چکید ز بخت سپیدت طراوت بودن ها.

دلم...

دلم سخت گرفته است...

لبخند آبی ات کجاست؟؟؟

کجاست تبسم ترد نگه به چله نشسته ات

کجاست آن ترنم تر ترانه ات

کجاست به عاشق تاب تنهایی!؟

چرا نمی باری؟؟؟

نمی آیی به حضور مبهم بیداری؟

چرا...

چرا تنهایی!؟

 

لينك | 84/08/30 . 2 PM . آیتکین |





  

این دنیا صداقت دستانت را نمی خواهد.

....به تو فکر میکنم

و به فردایت.

ساده بگویم:

نگرانم!

 

 

لينك | 84/08/11 . 1 PM . آیتکین |





سایه ات را با سایه کدامین سرو قیاس کنم

که هیچ سروی چون سایه تو مونس جان،

لطافت را به سبزه های دل من سپرد.

در گردونه بازی دنیا

نقش نفست را بگو

به کدامین

نسیم بسپارم

که هیچ نسیمی با شاخ و برگ امیدهایم

چون تو، نازنین،

نرقصید.

لينك | 84/08/07 . 2 PM . آیتکین |





 

سپیده دم،

 نور در همهمه هذیان ها از چله برخاست

اما

تشنگی گلدانها را ندید.

به منطق ،شک کردم.

فلسفه را به بند اویختم.

عشق در رگ  زندگی روان شد.

گلدان ها جان گرفتند

و

خدا

جوانه زد.

لينك | 84/08/03 . 9 PM . آیتکین |




Home | Archive | Contact US |